على رفيعى

62

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

پيامبر صلى الله عليه و آله به وى بود ، داد . لحن يكى از نامه‌هايش چنين است : بپرهيز از اين كه مرگت به دست سفلگان مردم باشد و نوميد باش از اينكه بتوانى در ما عيب و نقص بيابى . و چنانچه از موضع خويش دست برداشته با من بيعت كنى به آنچه وعده داده‌ام وفا كرده خلافت را به تو واگذار خواهم كرد . « 1 » و آخرين پاسخى كه به فرستادگان امام حسين عليه السلام داد اين بود كه : « برگرديد ! ميان ما و شما جز شمشير نيست . » « 2 » 2 - اعزام جاسوس و نيروهاى اطلاعاتى به قلمرو حكومت امام حسن عليه السلام بويژه كوفه و بصره تا معاويه را نسبت به ميزان وفادارى مردم به امام عليه السلام مطلع سازند و نيز در ميان مردم به سمپاشى بپردازند . 3 - ارسال نامه‌هايى براى بزرگان عرب و رؤساى قبايل و تطميع آنها با رشوه‌هاى كلان و وعده مناصب دولتى . انجام اين سياست موكول به وصول گزارش جاسوسان اعزامى شد . 4 - بسيج نيرو و گردآورى سپاه به منظور دست‌اندازى و تجاوز به قلب سرزمين‌هاى اسلامى تحت قلمرو امام عليه السلام . معاويه در نامه‌اى به كارگزاران خويش ضمن ابراز خوشحالى از شهادت حضرت على عليه السلام و نابسامانى اوضاع كوفه و پراكندگى ياران امام و اعلام وفادارى اشراف كوفه نسبت به حكومت شام ، از آنان خواست همراه سپاهشان به سوى وى حركت كنند كه زمان انتقام فرا رسيده است . معاويه پس از گردآورى نيروى لازم در پيش‌روى به سوى عراق تا پل مَنْبِجْ « 3 » رسيد . « 4 » اعلام جهاد امام مجتبى عليه السلام با هشيارى ، مراقب توطئه‌هاى معاويه بود . جاسوسان معاويه توسط

--> ( 1 ) - شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 37 . ( 2 ) - همان ، ص 26 . ( 3 ) - شهر قديمى بزرگى بوده كه تا فرات سه فرسخ و تا حلب ده فرسخ فاصله داشته است ( معجم‌البلدان ، ج 5 ، ص 205 ) . ( 4 ) - شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 16 ، ص 38 و مقاتل الطالبيين ، ص 39 .